غزل
باید شتاب جاذبه ام را عوض کنم
یا باز تاب آینه ام را عوض کنم
یا مو بموی پیچش مورارها کنم !
یا عینک مطالعه ام را عوض کنم
هرگز دلیل نان و نام آوری مرا
قانع نکرد / ذائقه ام را عوض کنم
هنگام باز گشت بخود/سمت عاقلان
پیچیده ام که قاعده ام را عوض کنم
سرمیزنم به کوچه ی دلپرسه های ناز
حال و هوای عاطفه ام را عوض کنم
پشت خیال خام/هوس پرسه می زند
تامن مسیر رابطه ام را عوض کنم
این کاروان ... بمنزل نمی رسد
باید شبانه قافله ام را عوض کنم
اینجا محیط زیست مرا تنگ می شود
شاید محیط دایره ام را عوض کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 14:4 توسط رضا علیمهر
|
یکی