درد دل...
...!
ستاره ای چیده ام
که بوی سیب میدهد
مادرم سیب دوست دارد
پسرم سیب زمینی سرخ کرده
و من قانونی جذاب تر
...
گیتارم مرا مینوازد
مادرم پسرم را از دایه مهربانتر
و من سرختر از گونه های...
وای خدای من
این ستاره چقدر دنباله دار است
.
و به قول شوکتی نیای نازنین اینهم یک غزلک
باید خوراک قافیه ام را پلو کنم
دعوای اسم ذات پلو با چلو کنم
باید بجنبم از ته جا مانده های خود
فکری بحال پای تلوتا...تلو کنم
بغضم گرفته خرخره ی خویش میجوم
چیزی نمانده نعش دلم را ولو کنم
درد بدی است قافیه ام جا نمی رود
باید یکی دو بار...عقب یا جلو کنم
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 2:30 توسط رضا علیمهر
|
یکی