نگاهت را که دزدیدی
تظاهر می کنی ازجنس دیروزی
ولی انگار امروزی
نگاهت را که دزدیدی
نگفتی بلکه من روزی
حریم شانه هایت را کم آوردم
برای گریه افروزی؟
نمی دانی مگر شبگیر در تالاب می نالد
مگر عاشق شدن را تو همین امروز و دیروزی؟
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۸۷ ساعت 14:29 توسط رضا علیمهر
|
یکی