آن لحظه که دزديد يکی خيره سر از من
رويای تو را، من زتو خالی / تو پر از من

ای وای از آن لحظه بی تاب نفس گير
کز کوچه گذر می کند او بی خبر از من

دنيا نه به بار است،نه دار است به باري
یک لحظه ویار است ، هوس را گذر از من

تمکین تغافل به تجاهل هنری نیست
تعبیر فرو مایه تری؟/ در گذر از من

در سلسله زلف بتان ،حلقه به حلقه
پر گار شدم ، نیست تو را یک وتر از من

کام لب شیرین ، همه ارزانی فرهاد
شیرین مرا ، تیشه ازو بود / سر از من

سرمست غزلهای کف آلود شرابم
هر جرعه مصراع غزل مست تر از من

من بودم و می بو دو غزلواره مستی
گل واژه گيلاس غزل مست تر از من

می ، ريخت و لو رفت غزل های پريشان
گل بانوی مفتون غزل مست تر از من

فرياد از اين قوم بدهکار طلبکار

تعبير خطا؟/ در گذر ای بی هنر از من